X
تبلیغات
رایتل
1 2 3
      
نمیدونم چرا الآن یهو تصمیم گرفتم که این مطلب رو بذارم.


نمیدونم چرا الآن یهو تصمیم گرفتم که چند خط کارآموز رو ترجمه کنم و به دوقلو ها تقدیم کنم!!!! 


برای همین دلتون رو خوش نکنید که من بشینم و این مجموعه رو ترجمه کنم ها!!!!!!


این چند خط هم چون دو قلو ها عاشق این کتابند،ترجمه کردم.

تقدیم به دوقلوها:



""

یک صدای ضربه ی مداوم و پشت سر هم،ویل را از خواب عمیق و آسوده خاطرش بیدار کرد. ویل دقیقا مطمئن نبود که چه رویایی را دیده بود.به نظر می رسید که او در حالت نیمه هوشیارش، رویایی بزرگ و وسیع و ساده در ذهنش دیده بود. این رویا ادامه داشت تا زمانی که او پی برد که به حالت هوشیاری کامل بازگشته است و به این فکر میکرد که چه رویایی دیده است؟

تق-تق-تق-تق... این صدا همینطور ادامه داشت.ولی صدایش بلند تر از زمانی بود که او در حالت نیمه هوشیاری بود و ویل به صداهای دیگر در اتاق گوش میداد.

در گوشه و پشت پرده ای، خلوتگاه کوچکی بود.او می توانست صدای نفس های آرام اوانلین را از آنجا بشنود.صدای تق- تق بر روی او تاثیری نداشت.صدای جیلیز و بیلیز خفه ای از زغال سنگ های درون آتشدان آخر اتاق می آمد تا زمانی که او بیداری کامل خود را بدست بیاورد،حتی صدای خش خش برگ ها پاییزی را می شنید.

تق-تق-تق .....

به نظر می رسید که صدا از نزدیکی به گوش می رسید.او کش و قوسی به بدن خود داد و خمیازه ای کشید.او بر لبه ی تخت ناهنجارش نشست که از چوب و کرباس ساخته شده بود.او سرش را تکان داد تا همه چیز برایش واضح شود،و در لحظه ای بعد ، صداها برایش نامفهوم شدند ....

""

تازه،یک قصد دیگه هم داشتم از این کار!!!!


حس کنجکاویتون رو زیاد کنم!!!!!!!!!!!!!!!


پ.ن:من دیگه تا 5 دقیقه ی دیگه میرم.




تاریخ : شنبه 4 شهریور 1391 | 17:57 | نویسنده : MORTEZA-OMIDVAR | نظرات (9)

PIONEER-GROUP

پروژه ی فعلی گروه:تایپ غار ارواح( جلد نهایی وراثت) و ترجمه ی جلد هفتم کارموز رنجر و جلد 5 سی و نه سرنخ

Online User