X
تبلیغات
رایتل
1 2 3
      

"می خوام پستی که دیروز توی Percy3 برای پایونیر گذاشتم،براتون بذارم."

امروز ساعت 13،اختتامیه ی وبلاگ ترجمه کتاب بود و همزمان با اون اختتامیه این پست قرار میگیرد. این پست رو برای این گذاشتم که هم هدیه ای به پایونیر بدیم،هم به طرفداران وب،و هم دومین کتابی باشه که گروه پایونیر ترجمه میکنه!

امروز ساعت 13،اختتامیه ی وبلاگ ترجمه کتاب بود و همزمان با اون اختتامیه این پست قرار میگیرد. این پست رو برای این گذاشتم که هم هدیه ای به پایونیر بدیم،هم به طرفداران وب،و هم دومین کتابی باشه که گروه پایونیر ترجمه میکنه!

پایونیر وب ترجمه کتاب رو باز کرد و اولین کتابش را شروع کرد به ترجمه،یعنی پرسی 3.که ترجمه ی زیبا ی او باعث شد تا بر زیبایی کتاب،  2 چندان اضافه شود.مجموعه ای فوق العاده بود!!خود Pioneer  هم عاشق این کتاب و بقیه ی کتاب های پرسی جکسون بود.و ما هم در پایان این پست هدیه ای برای او داریم!!

 

اما میریم سراغ قدر دانی و خداحافظی از پایونیر عــــــــزیـــــــز!!

 

خداحافظ همین حالا، همین حالا که من تنهام ........ خداحافظ به شرطی که بفهمی ترشده چشمام

خداحافظ کمی غمگین، به یاد اون همه تردید....... به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید


اگه گفتم خداحافظ، نه اینکه رفتنت سادست
........ نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جادست

خداحافظ
واسه اینکه نبندی دل به رویاها ........ بدونی بی تو و با تو، همینه اسم این دنیا

 

با اینکه فقط 18 ماه در وب ترجمه میکرد،ولی صد ها نفر،طرفدار پیدا کرده بود و به نظر همگی آنها، pioneer زود خداحافظی کرد:

 

خداحافظ برای تو چه آسان بود، ولی قلب من از این جمله لرزان بود
خداحافظ برای تو رهایی داشت، برای من غم تلخ جدایی داشت

خداحافظ طلوع ما، غروب ما، خداحافظ تو ای محبوب خوب ما

 

توی این 18 ماه،زحمت فراوانی کشید.از ترجمه های او می توان به کتاب 3 و 4 و 5 پرسی جکسون،کتاب های 1 و 2 و 3 کارآموز رنجر و کتابهای اول تا سوم 39 سرنخ اشاره کرد.کسی که تا آخرین لحظه ، سعی میکرد خوش قول باشد و خوش قول نیز بود،و به همین خاطر است که میگوییم،pioneer،بهترین مترجم وب است!

امیدوارم با این شعر،تشکرم را به او برسانم!!

 

شب بر سکوت قلب رنجورم پرده افکنده

اما هنوز من بی هیچ ترسی از تو تشکر میکنم

یک شب در میان ابرهای بی ستاره راهم را گم خواهم کرد

وبازگشت سخت خواهد شد

تاریکی هم چون ویلنی ناکوک یه صدا در آمده

ومن درپس بیستمین میلادم اشک را هدیه ی قلبم میکنم

اما باز تشکر میکنم از تنهایی جانفرسای خویش

از تاریکی مطلق درون خویش هیچ هراسی ندارم

کنار تو

ظلمت هیجانزده میشودومی گریزد

ومن تشکر میکنم از لیافت تو

وباز تشکر میکنم از نفس یک غریبه در نیمه شب

شب پایانی نداردو ستاره خسته از درخشیدن

ومن خسته از خفتن

بگذار ترانه ی کوهستان سر برآورم

وباز تشکر کنم از قلب باران زده ی سوشیانت

او خواهد آمد

و من برای آمدنش

هر ظلمت شب تشکر خواهم کرد

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

ولی بدون pioneer که ما تورا دوست داریم و هیچوقت از یاد ما نمیری.

 

تو رو دوس دارم ، مثل حس نجیب خاک غریب

تو رو دوس دارم ، مثل عطر شکوفه های سیب

تورو داس دارم عجیب ، تو رو دوس دارم زیاد

چطور پس دلت میاد؟ منو تنهام بذاری...

تو رو دوس دارم ، مثل لحظه ی خواب ستاره ها

تو رو دوس دارم ، مثل حس غروب دوباره ها

تورو داس دارم عجیب ، تو رو دوس دارم زیاد

نگو پس دلت میاد، منو تنهام بذاری...
.
.        

توی آخرین وداع ، وقتی دورم از همه


چه صبورم ای خدا ، دیگه وقت رفتنه

تو رو میسپرم به خاک

تو رو میسپرم به عشق

برو با ستاره ها ...
.  .                                  
تو رو دوس دارم ، مثل حس دوباره ی تولدت

تو رو دوس دارم ، مثل وقتی میگذری همیشه از خودت

تو رو دوس دارم مثل خواب خوب بچگی

بغلت می گیرمو می میرم به سادگی

تو رو دوس دارم ، مثل دلتنگیای وقت سفر

تو رو دوس دارم ، مثل حس لطیف وقت سحر

مثل کودکی تورو ، بغلت می گیرمو

این دل غریبمو با تو میسپرم به خاک
.                                                                                                                                                 .
توی آخرین وداع ، وقتی دورم از همه

چه صبورم ای خدا ، دیگه وقت رفتنه

تو رو میسپرم به خاک

تو رو میسپرم به عشق

برو با ستاره ها ...

(داخل پرانتز میگم که شعر بالا از آهنگ مازیار فلاحی است)

[گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه]

خوب دیگه گریه بسه!!

[نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند]


ما برای اختتامیه ی این وبلاگ زیبا و نویسنده ی مهربانش([نیشخند])یک هدیه ی ناقابل جور کردیم که امیدواریم مورد قبول پایونیر عزیز قرار بگیره.

چون وبلاگ ترجمه کتاب،با مجموعه ی پرسی جکسون شروع شد ما(گروه ترجمه ی PIONEER) تصمیم گرفتیم تا کتابی به پایونیر هدیه بدیم!(فرهنگ سازی جمله رو حا ل کردین؟؟ [نیشخند] "کتاب بهترین هدیه"!!)این کتاب هم جزوی از مجموعه ی زیبا ی پرسی جکسون هست(چون پایونیر این مجموعه رو دوست داره!)،البته کتابی مکمل،به نام

..."پرونده ی نیمه خدا"...

فعلا سه بخش اول این کتاب رو میذارم،چون گروهمون دیر تشکیل شد و نرسیدیم کتاب رو کامل کنیم ولی کتاب رو سعی میکنیم،مثل pioneer در آینده ای نه چندان دور،تموم میکنیم.

امیدواریم این کتاب مورد پسند همه ی طرفداران مجموعه ی پرسی جکسون و به ویژه طرفداران وبلاگ ترجمه و به ویژه پایونیر،قرار بگیره.

توجه:لینک پرونده ی نیمه خدا در پست قبلی قرار دارد!!!


  و به عنوان آخرین جمله میگم:

 

و خداحافظی ات آنچنان چلچله سان است که ما می خواهیم دائماً باز بگویی که خداحافظ ... اما نروی!!...



تاریخ : دوشنبه 30 مرداد 1391 | 13:43 | نویسنده : MORTEZA-OMIDVAR | نظرات (1)

PIONEER-GROUP

پروژه ی فعلی گروه:تایپ غار ارواح( جلد نهایی وراثت) و ترجمه ی جلد هفتم کارموز رنجر و جلد 5 سی و نه سرنخ

Online User